محمد اشرف علوى عاملى

مقدمه 73

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

از اين بخش از مبادى گاه به مبادى نيمه عقلى و يا حتّى به مستقلّات عقليه تعبير مىگردد ؛ متكلم درست‌انديش پيش از ورود به اين نوع مبادى - كه خود در واقع مسائل بدوى علم كلامند - با ارزيابى تمام آنها و رفع تناقض و تعارض بين آنها با توجّه به حكومت اصول عقلى بر آنها به استخراج مبادى ثانوى همت مىگمارد ، نه آن كه تمام مضامين را به صريح مفاد آنها اخذ كند ، چه با برداشت از ظاهر برخى از آيات و احاديث متشابه « 1 » بناى توحيد عقلى سست مىگردد و اين منافى تأسيس علم است . مسائل علم كلام در رابطه با مسائل علم كلام يك پيچيدگى مبنايى در روبروى عقل‌گرايان وجود دارد ؛ زيرا در تدوين و اعتبار يك علم دو فرض قابل بررسى است : الف : وجود سلسله مسائلى همخوان و داراى سنخيت ذاتى موجب حصول علم مستقلّ شده است . ب : اعتبار وجود موضوع و تحليل عوارض آن موجب تحقّق علم گرديده است . اين دو بحث گرچه در تمام علوم قابل طرح مىباشد ولى فاقد ثمرهء در خور توجّه است ، زيرا اگر مبناى تأسيس يك علم بر محور موضوع ، مبادى و مسائل مورد اذعان قرار گيرد ، بنياد يك علم بر ميزان منطقى از اصول خاصّ خود تبعيت مىكند ، چه اين علم از مسائل اتّخاذ شده باشد ، و چه مسائلى از موضوع علم . لذا ما براى ارائه مسائل علم كلام ناچار نيستيم كه تمام مسائل مطرح‌شدهء آن را از قديم تاكنون ، از آن علم كلام بدانيم و چه بسا ، با طرح بنياد

--> ( 1 ) . همچو : آيه‌ها و احاديث رؤيت خداوند كه مستند فرقهء مجسّمه قرار گرفته است .